|
kafar همه به زخمشون دستمال می بندن اما من به زخمم دل بستم!ولنتاین بر زخم زندگیم مبارک...
|
||
|
...
|
![]() ![]() نوشته شده در تاريخ 2012/2/3
توسط navid
من یه سری هدیه گرفتم . .. اما نمی دونم این ولنتاین کیه که هدیه ها رو بدم بهش . .
نوشته شده در تاريخ 2012/2/3
توسط navid
روز والنتاین (روز عشاق و یا روز عشق ورزی) مصادف با ۲۵ بهمنماه (۱۴ فوریه) در بعضی فرهنگها روز ابراز عشق است. در سده سوم میلادی که مطابق میشود با اوایل شاهنشاهی ساسانی در ایران، در روم باستان فرمانروایی بوده است بنام کلودیوس دوم. کلودیوس عقاید عجیبی داشته است از جمله اینکه سربازی خوب خواهد جنگید که مجرد باشد. از این رو ازدواج را برای سربازان امپراتوری روم قدغن میکند.
.در ایران باستان، نه چون رومیان از سه قرن پس از میلاد، که از بیست قرن پیش از میلاد، روزی موسوم به روز عشق بوده است. در تقویم جدید ایرانی دقیقا مصادف است با ۲۹ بهمن، یعنی تنها ۳ روز پس از روز والنتاین. این روز سپندارمذگان یا «اسفندارمذگان» نام داشته است. سپندارمذگان جشن زمین و گرامی داشت عشق است که هر دو در کنار هم معنا پیدا میکردند. در این روز زنان به شوهران خود با محبت هدیه میدادند. مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده، به آنها هدیه داده و از آنها اطاعت میکردند. اخیرا گروهی از دوستداران فرهنگ ایرانی پیشنهاد کرده اند که به منظور حفظ فرهنگ ایرانی سپندارمذگان بجای والنتاین به عنوان روز عشق گرامی داشته شود.. اکثر فرهنگ های دیرین دنیا ، یه روز در سال برای جشن ابراز عشق و علاقه دارن . ما ایرانی ها هم در فرهنگ زرتشتی ماه مهر رو داریم که مظهر مهربانی ایرانیان و ماه ابراز عشق هست که تو اون ماه روز هایی برای ابراز علاقه به اشخاص مختلف و مراسم متعدد جشن های مهربانی هست. تا حدی که مهربانی جزو عبادت های زرتشتیان یا اجداد ما بوده . تو فرهنگ زرتشتی یه روز دیگه هم هست که این روز (سپندارمزگان) یا (اسفندارمزگان) نام داشته . فلسفه بزرگداشتن این روز به عنوان (روز عشق) به این صورت بوده که در ایران باستان هر ماه رو سی روز حساب می کردند و علاوه بر اینکه ماه ها اسم داشتند، هریک از روزهای ماه نیز یک نام داشتند. بعنوان مثال روز اول (روز اهورا مزدا)، روز دوم، روز بهمن ( سلامت، اندیشه) که نخستین صفت خداوند است، روز سوم اردیبهشت یعنی (بهترین راستی و پاکی) که باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهریور یعنی (شاهی و فرمانروایی آرمانی) که خاص خداوند است و روز پنجم(سپندار مز) بوده است. سپندار مز لقب ملی زمینه. یعنی گستراننده، مقدس، فروتن. زمین نماد عشقه چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می ورزه. زشت و زیبا رو به یک چشم می نگره و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان می ده. به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندار مزگان رو بعنوان نماد عشق می پنداشتند.
در هر ماه، یک بار، نام روز و ماه یکی می شده که در همان روز که نامش با نام ماه مقارن می شد، جشنی ترتیب می دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلا شانزدهمین روز هر ماه مهر نام داشته که در ماه مهر، (مهرگان) لقب می گرفت. همین طور روز پنجم هر ماه سپندار مز یا اسفندار مز نام داشت که در ماه دوازدهم سال که آن هم اسفندار مز نام داشت، جشنی با همین عنوان می گرفتند. یعنی پنجم اسفند روز جشن عشاق یا جشن سپندار مزگان هست
. . ![]() ولنتاین 2- کیوپید(CUPID): کـه به شـکل یک کودک برهنه، فربه و بالدار ترسیم میگردد. این کودک شیطان با لبخندی موذیانه تـیـر و کمان نیز با خود حمل میکند. چنانچه یکی از تیرهای این کودک به قلب فردی اصابت کند وی فورا عاشق می شود. کـیوپید در واقع پسر ونوس الهه عشق و زیبایی در افسانه های روم باستان می بـاشد. معنی لغوی آن «آرزو » است. کیوپید برخی اوقات آمور(AMOR) نیز نامیده میگردد. همتای کیوپید در افسانه های یونانی اروس (EROS) نام دارد. کیوپید(CUPID)
3- کبوتر،قمری و مرغ عشق: این پرندگان نماد وفاداری، پاکی و معصومیت هستند.
نمادهای ولنتاین
4- گل رز: گل سرخ شهبانوی گلهاست. نماد جنگ و صلح، عشق و گذشت.
ولنتاین 5- تور: جنـس دستـمال خانم هـا را در گـذشـته تشـکـیـل میـداده است. در زمــانهای دیرین رسم برآن بوده که هرگاه دسـتـمال خـانمـی به زمیــن می افتاد مردی که متوجه آن میشده بلافاصله آن را از زمین برداشته و به زن می داد.
6- گره های عشق: از یک سری حلقه های در هم تنیده و بافته شـده تشکـیـل یـــافته اند. این حلقه ها آغاز و پایانی ندارند و نماد عشق جاودانی و پایدار است.
7- علامت”X”: این علامت به معنی بوسه در کارت های تبریک و نامه های روز ولنتاین است.
♥ سالیانه بیش از یک میلیارد کارت تبریک ولنتاین در سراسر جهان رد و بدل میگردد که ۸۵ درصد آنها توسط زنان خریداری میشود. ♥ سالیانه ۵۰ میلیون گل رز و میلیونها جعبه شکلات در سالروز ولنتاین هدیه داده میشود که اغلب آنها را مردان خریداری میکنند. ♥ هدایای روز ولنتاین شامل: گل رز و یا دسته گل کوچک، شکلات، کارت تبریک ولنتاین، عطر های ویژه ولنتاین , عروسک، شمع، یک نامه عاشقانه، یک قطعه شعر عاشقانه و یا هدیه کوچک. ♥ برای جشن گرفتن این روز به یک کافی شاپ و یا برای صرف شام به یک رستوران دنج بروید. ♥ رنگهای روز ولنتاین شامل قرمز، سفید و صورتی است. ♥ در خصوص تاریخچه و مبداء ولنتاین اختلاف نظر وجود داشته تا جایی که ولنتاین با افسانه در آمیخته است. ♥ هویت ولنتاین مبهم است. در کل ۳ روایت در رابطه با ولنتاین نقل گردیده که به آنها اشاره میکنیم. ♥ جشنواره ای به نام LUPERCALIA که ۱۵ فوریه در رم باستان میان کافران متداول بوده است. لوپرکالیا جشن تطهیر و زمان خانه تکانی بوده است. در این جشن مشرکین از خدای LUPERCUS بخاطر محافظت از چوپانها و گله هایشان از گزند گرگها قدردانی میکردند. در این فستیوال بمنظور بزرگداشت FAUNUS خدای حاصلخیزی، باروری و جنگلها رومیان یک سگ و دو بز نر را قربانی کرده و از پوست آنها شلاق میساختند. مردان با این شلاقها به میان مردم رفته و به هر کسی که میرسیدند ضربه ای با شلاق به آنها میزدند. دختران داوطلبانه برای شلاق خوردن صف میکشیدند. آنها اعتقاد داشتند که شلاق خوردن با تازیانه های ساخته شده از پوست بز باروری آنها را تضمین میکند. ♥همچنین در این جشن طی بزرگداشت الهه ای بنام JUNO FEBRUTA زنان مجرد نامه های عاشقانه مینوشتند و درون گلدانهایی می انداختند. (و یا تنها نام خود را روی برگه ای مینوشتند) مردان مجرد روم نیز هر کدام یکی از این یادداشتها را از درون گلدانها بیرون کشیده و مشتاقانه بدنبال دختر نویسنده نامه میرفتند. (نوعی دوست یابی) این آشنایی ها اغلب به ازدواج می انجامید. این رسم تا قرن هجدهم ادامه داشت اما از آن به بعد مردان رم ترجیح دادند پیش از آشنایی زن را ببینند! ♥ کلیسای کاتولیک حداقل ۳ قدیس بنام VALENTINE و یا VALENTINUS شناسایی کرده که هر سه در روز ۱۴ فوریه به شهادت رسیده اند. ♥ ولنتاین مقدس یک کشیش مسیحی بوده که در قرن سوم خدمت میکرده است. زمانی که امپراطور CLADIUS دوم بر روم حکمرانی میکرده. کلادیوس دریافت که مردان مجرد از آنجایی که همسر و خانواده ای ندارند (مردان متاهل حاضر به ترک همسر و خانواده خود نبودند) نسبت به مردان متاهل بیشتر به سربازی روی آورده و سربازان بهتر، کاراتر و جنگجو تری نیز میباشند. از همین رو ازدواج را برای مردان جوان غیر قانونی و ممنوع اعلام کرد. ولنتاین که این حکم را ناعادلانه و ظالمانه میپنداشت از فرمان کلادیوس سرباز زد. ولنتاین مخفیانه عشاق جوان را به عقد یکدیگر در می آورد. هنگامی که این عمل ولنتاین بر ملا گشت کلودیوس حکم اعدام وی را صادر کرد. ♥ خود ولنتاین نخستین فردی بود که برای اولین بار نامه ولنتاین را نگاشت. وی هنگامی که در زندان بسر میبرد دلداده دختر جوانی شد که دختر زندانبان وی بود. این دختر جوان زمانی که ولنتاین در بازداشت بسر میبرد به ملاقات وی می آمد. در انتهای این نامه ولنتاین چنین نوشته بود: “از طرف ولنتاین تو.” این عبارت کماکان در نامه های روز ولنتاین استفاده میشود. ♥ ولنتاین در روز ۱۴ فوریه اعدام شد. تقریبا در سال ۲۶۹ پس از میلاد. به گرامیداشت وی کلیسایی در سال ۳۵۰ پس از میلاد بنا گردید که پیکر وی نیز در آنجا دفن شده است. در واقع روز ولنتاین سالروز مرگ و خاک سپاری ولنتاین میباشد. ♥ پاپ اعظم GLASIUS فردی بود که روز ۱۴ فوریه را، در سال ۴۹۸ پس از میلاد، روز ولنتاین (ST. VALENTINE`S DAY) نام نهاد. در واقع وی این روز را جایگزین آیین کفرآمیز لوپرکالیا که مختص کافران بود کرد. وی در گلدانها عوض نام دختران اسامی مقدسین مسیحی را نهاد. و با این کار به لوپرکالیا تقدس بخشید. در این آیین مرد و زن هر دو یک نام قدیس را از گلدان بیرون میکشیدند که میبایست تا آخر سال خصوصیات اخلاقی آن قدیس را الگو قرار داده و در خود متجلی می ساختند. ♥ روایت دیگر: در دوران کلادیوس مسیحیت به شدت سرکوب میشد. ولنتاین نه تنها کشیش و مبلغ مسیحیت بود بلکه رهبر جنبش زیر زمینی مسیحیان نیز بود. اغلب کشیشها در این دوران زندانی و سپس اعدام گردیدند. ولنتاین پس از به زندان افتادن دختر نابینای زندانبان خود را شفا میدهد. کلادیوس پس از اینکه از این خبر مطلع میگردد به خشم آمده و دستور میدهد سر وی را از تنش جدا سازند. ♥ کهن ترین نامه و شعر ولنتاین توسط چارلز، دوک اورلئان نگاشته شد. وی زمانی که در سال ۱۴۱۵ و در قرن شانزدهم در زندان برج لندن در اسارت بسر میبرد این نامه را برای همسر خود نوشت. ♥ روایت دیگر حاکی از آن است که ولنتاین یک مسیحی بوده که عاشق کودکان بوده. اما از آنجایی که وی از پرستش خدایان سر باز میزده به زندان فرستاده میشود. اما کودکان که به وی علاقه مند بودند دلتنگ وی شده و برای وی پیامهای مهر آمیزی مینوشتند. این کودکان نامه ها را از لابه لای میله های زندان به درون سلول ولنتاین می انداختند. وی در سال ۱۴ فوریه ۲۶۹ پس از میلاد اعدام شد. ♥ برخی هم روز ولنتاین را به باور مردمان انگلیس و فرانسه قرون وسطی نسبت میدهند. آنها اعتقاد داشتند که پرندگان در روز ۱۴ فوریه جفت خود را انتخاب میکنند. ♥ برگزاری جشن ولنتاین امروزی از دو کشور فرانسه و انگلیس آغاز گردیده است. ♥ ابتدا کارتهای تبریک ولنتاین را هر کس خودش تهیه میکرد اما از سال ۱۸۰۰ کارتهای تبریک ولنتاین تجاری به بازار عرضه گشت. البته این کارتها نیز دست نوشته و دارای نمادهای ولنتاین نقاشی شده بودند. سپس کارتهای تبریک چاپی جایگزین آنها گردید. ♥ در گذشته دور در ایتالیا و انگلیس رسم بر آن بود که زنان مجرد پیش از طلوع آفتاب روز ولنتاین از خواب برخاسته و لب پنجره اتاق خود می ایستادند تا مردی از مقابل پنجره آنان عبور کند. اعتقاد بر آن بود که با اولین مردی که در آن روز ببینند، ظرف یکسال ازدواج خواهند کرد. شکسپیر نیز در نمایشنامه هملت به این باور اشاره کرده است. ♥ در برخی کشورها رسم بر این است که مردان جوان روز ولنتاین لباس به زنان هدیه میدهند. چنانچه زن آن لباس را برای خود نگه دارد نشانه آنست که زن خواهان ازدواج با آن مرد است. ♥ در فرانسه پسران اسم معشوقه خود را روی آستین لباسشان می نوشتند تا به همه بگویند: ازحس من آگاه شوید. ♥ در زمانهای گذشته در ولز چنین مرسوم بود که در سالروز ولنتاین قاشقهای چوبی به یکدیگر هدیه بدهند. روی این قاشقهای چوبی معمولا نقش قلب و کلید و قفل کنده کاری شده بود. معنی این کنده کاریها چنین بود: “تو قلب مرا گشوده ای” یا “کلید دروازه قلب من دست توست.” ♥ برخی باورهای آمیخته با خرافات نیز در رابطه با روز ولنتاین وجود دارد. اگر در این روز سینه سرخ از بالای سر دختری عبور کند او با یک ملوان ازدواج خواهد کرد و اگر گنجشک عبور کند همسرش مرد فقیری میشود اما بسیار خوشبخت خواهند شد و اگر آن پرنده سهره باشد آن دختر با مردی پولدار ازدواج خواهد کرد. ♥ کودکان انگلیسی در صدها سال پیش در این روز مانند بزرگترها لباس بتن میکردند و خانه به خانه به ترانه سرایی و آواز خوانی میپرداختند. ♥ اما در ژاپن روز ولنتاین به گونه ای دیگر مرسوم است. روز ولنتاین این دختران هستند که باید به مردان شکلات هدیه بدهند. زنان شاغل به اجبار باید به تمام همکاران مرد خود بویژه رییس خود شکلات هدیه بدهند. اما در روزی موسوم به “روز سفید”(WHITE DAY) که تاریخ آن ۱۴ مارس میباشد مردان برای جبران محبت خانمها به آنها هدیه میدهند. البته اغلب فقط به دوستان دختر خود. هدیه مردان معمولا یک لباس زنانه سفید رنگ است. ♥ در چین هم افسانه ای وجود دارد که نمادی از عشق است و روز ولنتاین چینی ها محسوب میگردد. این روز هفتمین روز از هفتمین ماه در تقویم چینی است. این روز فستیوال دختران نیز نامیده میگردد. در این روز مردم چین به ستاره ها خیره میشوند. دختران نیز دعا میکنند تا کدبانوهای با کفایتی در آینده شوند و همچنین شوهر مناسبی نصیبشان گردد. پسران مجرد نیز دعا میکنند تا هر چه زودتر معشوق خود را بیابند. ♥ بنابراین روز ولنتاین از روم به فرانسه و انگلیس وسپس به آمریکا راه یافت و اکنون در تمام جهان جشن گرفته میشود
نوشته شده در تاريخ 2012/2/2
توسط navid
معلم عصبی دفتر رو روی میز کوبید و داد زد: سارا ...
دخترک خودش رو جمع و جور کرد، سرش رو پایین انداخت و خودش رو تا جلوی میز معلم کشید و با صدای لرزان گفت : بله خانوم؟ معلم که از عصبانیت شقیقه هاش می زد، تو چشمای سیاه و مظلوم دخترک خیره شد و داد زد: چند بار بگم مشقاتو تمیز بنویس و دفترت رو سیاه و پاره نکن ؟ هـــا؟! فردا مادرت رو میاری مدرسه می خوام در مورد بچه بی انضباطش باهاش صحبت کنم! دخترک چونه ی لرزونش رو جمع کرد... بغضش رو به زحمت قورت داد و آروم گفت: خانوم... مادرم مریضه... اما بابام گفته آخر ماه بهش حقوق می دن... اونوقت می شه مامانم رو بستری کنیم که دیگه از گلوش خون نیاد... اونوقت می شه برای خواهرم شیر خشک بخریم که شب تا صبح گریه نکنه... اونوقت... اونوقت قول داده اگه پولی موند برای من هم یه دفتر بخره که من دفترهای داداشم رو پاک نکنم و توش بنویسم... اونوقت قول می دم مشقامو ... معلم صندلیش رو به سمت تخته چرخوند و گفت بشین سارا ... و کاسه اشک چشمش روی گونه خالی شد . . نوشته شده در تاريخ 2012/2/2
توسط navid
تاریخ تولد:14 ژانویه 1981
محل تولد:میامی-فلوریدا-آمریکا نام اصلی:Armando Christian Pérez نام مستعار:Pitbull ملیت:آمریکایی سن:29 قد:1.73 سبک ها:Hip hop, Reggaetón فعالیت ها:Rapper songwriter مدت فعالیت:1997 تاکنون دوستان: Bun B, Cubo, DJ Khaled, Lil Jon, David Rush, Trick Daddy, Twista وب سایت: www.pitbullmusic.com Armando Christian Perez معروف به Pitbullیک رپر آمریکایی که در میامی آمریکا به دنیا آمده و 28سالشه ، وقتی بچه بوده پدر و مادرش از هم جدا میشن و مادرش اونو بزرگ میکنه و در سن 16 سالگی به خاطر پخش مواد مادرش اونو از خونه بیرون میکنه.او با همکاری خواننده معروف Lil Jon اولین آلبوم خود به نام Kings of Crunk در سال 2002 شروع به رکورد آهنگ کرد و بعد آلبوم موفقش در سال 2004 به نام M.I.A.M.I پخش شد نوشته شده در تاريخ 2012/2/1
توسط navid
به گزارش بي باک به نقل از روزنامه
هاآرتض، کمیته مشترک جمهوریخواهان و دموکراتها در گزارشی که امروز چهارشنبه
منتشر می کند از کاخ سفید خواسته اند تا ضمن افزایش تعداد ناوهای خود در
آبهای اطراف ایران، باید عملیات های مخفیانه ای را نیز علیه تهران به راه
بیاندازد.
در این گزارش آمده است : آمریکا ضمن آنکه انتقادات خود از ایران را می بایست افزایش دهد باید تعداد ناوهای بیشتری را به سمت این کشور گسیل کرده و عملیات های مخفیانه ای را نیز علیه تهران به راه بیاندازد. در این گزارش، سیاستمداران، ژنرالها و برخی دیگر از مقامات سابق آمریکا به اوباما می گویند: بهترین شانس برای متوقف کردن برنامه هسته ای ایران روشن شدن این موضوع است که آمریکا قصد استفاده از نیروی نظامی علیه جمهوری اسلامی را دارد. در این گزارش به صراحت آمده است: آمریکا باید خیلی صریح این نکته را به ایران بگوید که دو راه بیشتر پیش روی ندارد، اول آنکه از طریق مذاکرات موضوع هسته ای این کشور حل می شود و یا آنکه تاسیسات هسته ای ایرانیان از سوی آمریکا و یا اسرائیل منهدم می شوند. هاآرتض در ادامه می نویسد: این گزارش در حالی منتشر خواهد شد که شخص اوباما تمایلی برای حمله نظامی به ایران ندارد، اما با این وجود این گزارش بر این نکته تاکید دارد که باید تجهیزات نظامی آمریکا در اطراف مرزهای ایران افزایش بیابد. به نوشته این روزنامه، همواره در مورد حمله به ایران تردیدهایی در آمریکا وجود داشته و برای مثال "متیو کروینگ" از برنامه ریزان سابق پنتاگون در مقاله ای جدید، از حمله به ایران به عنوان "آخرین گزینه بد" یاد می کند. در گزارش کمیته مشترک جمهوریخواهان و دموکراتها همچنین آمده که آمریکا باید با وارد کردن فشارهای بیشتر، تهران را متقاعد کند که به پرسش های موجود درباره برنامه هسته ای ایران پاسخ بگوید.
نوشته شده در تاريخ 2012/2/1
توسط navid
به جدایی نادراز سیمین جایزه دادن به جدایی من و تو هیچی که نمی دن یه لگد هم بمون می زنن پس بتمرگ سرجات!!!
نوشته شده در تاريخ 2011/9/9
توسط navid
براي عشق تمنا كن ولي خار نشو.
براي عشق قبول كن ولي غرورت را از دست نده.
براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو.
براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه.
براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن.
براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير.
براي عشق وصال كن ولي فرار نكن.
براي عشق زندگي كن ولي عاشقانه زندگي كن.
براي عشق بمير ولي كسي رو نكش.
براي عشق خودت باش ولي خوب باش
نوشته شده در تاريخ 2011/9/8
توسط navid
و تو غصه میخوری .... و من قصۀ غصه هایت، خوب میدانم .... و میدانم کنج تنهایی نشسته ای در انتظار باران ....، بارانی که شاید هیچش نبارد .... و آنگاه که خسته میشوی از این همه تنهایی ..... ، غصه هایت میشوند رویاهایت ..... و آنگاه رهگذری می آید .....، از جنس باران ..... خسته و مانند تو تنها ..... می پرسد چه می کنی؟... می گویی: می خندم .....، ولی تو دروغ میگویی هرگز نمیخندی ...... و تو می گویی : می خندم اما نه . من به غصه های بی انتهایم می خندم..... به آنان که می آیند و نمی دانم آمدنشان از بهر چه بود..... می روند اما هرگز نفهمیدم رفتنشان بهر چه بود..... و باز می گویی: نمی دانم آغازم کجا بود و پایانم کجاست؟.....و من به پایانم می اندیشم ..... رهگذر در آغاز با تو همراه میشود ... به تو اعتماد میکند .... با تو درد و دل میکند ......با تو هم دل و همرنگ میشود..... اما به ناگاه تو را بی هیچ دلیلی تنها میگذارد ...... می رود بی آنکه هیچ بگوید .... و تو را در کنج تنهایی ات رها میکند ..... ذره ای از تنهایی ات کم نکرد .... ، و در پایان تو را به رنگ بی اعتمادی آغشته کرد..... خسته میشوی و اینبارو به یاد رهگذر به تنهایی می نشینی ..... باز بوی غصه هایت ..... میدانم .... اما رهگذر هم رفت .... او دیگر نیست ........ تو ماندی و تنهایی هایت ..... رهگذر رفت ...... و این رسم زمونس ...... امان از روزی که رهگذری در انتظار رهگذری بنشیند ........ یا شاید هم در انتظار بارانی که شایدش هرگز نبارد...... نوشته شده در تاريخ 2011/9/7
توسط navid
ه نخ سیگار روشن می کنم .نور آتیشش بدجوری چشمامو می زنه .خاکسترای سیگارم شده اندازه خرده کاغذام.می نویسم ولی نوشته هام جاشون شده آرشیو سطل آشغال.یه کام عمیق بگیر بگو بی خیال...
خودمم بدجوری دارم مثل سیگارم می سوزم و کوچیک می شم.می گم این نخ آخره.ولی انگار این نخ دادنا تموم نمیشه .هر کام یه فکر... کام اول فکر خودم .. کام دوم فکر زندگی..کام سوم رو دیگه فکر نمی کنم ....... باز تلفن زنگ می خوره .باز سلام و حرفای همیشگی... مثل فیلم های چاری چاپلین تکراری و صامت شدم .عکسای قدیم رو نگاه می کنم .می گم پیر شدم.موقعی که می رم جلوی آینه می بینم نه موهام سفید نشده پس جوونم .ولی نه انگار یه چیزایی فرق کرده. باز سیگار روشن می کنم.کام می گیرم ......... خاطرات شده مثل قرص مسکن برام.از روزی می ترسم که این قرصا هم تموم بشه.صدام می زنند ولی نمی خوام بشنوم .جلوم میان ولی نمی خوام ببینم .شدم یه لجباز تمام عیار . توی این گرونی طلا بدجوری وقتو که مثل طلاست دارم می ریزم دور. نمی دونم ....واقعا .... می خوام برم اونور دریا ببینم آیا شهری هست ؟...ببینم پشت دریا شهریست یا شهر پشت به دریاست... نوشته شده در تاريخ 2011/9/7
توسط navid
گنه کردم گناهی پر ز لذت کنار پیکری لرزان و مدهوش خداوندا چه می دانم چه کردم در آن خلوتگه تاریک و خاموش در آن خلوتگه تاریک و خاموش نگه کردم بچشم پر ز رازش دلم در سینه بی تابانه لرزید ز خواهش های چشم پر نیازش در آن خلوت گه تاریک و خاموش پریشان در کنار او نشستم لبش بر روی لبهایم هوس ریخت ز اندوه دل دیوانه رستم فرو خواندم بگوشش قصه ی عشق : ترا میخواهم ای جانانه ی من ترا میخواهم ای آغوش جانبخش ترا ای عاشق دیوانه من هوس در دیدگانش شعله افروخت شراب سرخ در پیمانه رقصید تن من در میان بستر نرم به روی سینه اش مستانه لرزید گنه کردم گناهی پر ز لذت در آغوشی که گرم و آتشین بود گنه کردم میان بازوانی که داغ و کینه جوی و آهنین بود نوشته شده در تاريخ 2011/9/7
توسط navid
نوشته شده در تاريخ 2011/9/7
توسط navid
نوشته شده در تاريخ 2011/9/6
توسط navid
مردی دير وقت خسته و عصبانی از سر کار به خانه بازگشت. دم در پسر پنج ساله اش را ديد که در انتظار او بود.
- بابا!يک سوال از شما بپرسم؟ - بله حتما.چه سوالی؟ - بابا شما برای هر ساعت کار چقدر پول می گيريد؟ مرد با عصبانيت پاسخ داد:اين به تو ارتباطی ندارد.چرا چنين سوالی ميکنی؟ - فقط ميخواهم بدانم. بگوييد برای هر ساعت کار چقدر پول ميگيريد؟ - اگر بايد بدانی خوب 20 دلار. پسر کوچک در حاليکه سرش پايين بود آه کشيد. بعد به مرد نگاه کرد و گفت: ميشود لطفا 10 دلار به من قرض بدهيد؟ مرد بيشتر عصبانی شد و گفت؟اگر دليلت برای پرسيدن اين سوال فقط اين بود که پولی برای خريدن يک اسباب بازی مزخرف از من بگيری سريع به اتاقت برو و فکر کن چرا اينقدر خودخواه هستی...من هر روزسخت کار ميکنم وبرای چنين رفتارهای کودکانه ای وقت ندارم. پسر کوچک آرام به اتاقش رفت ودر را بست.مرد نشست و باز هم عصبانی تر شد. چطور به خودش اجازه می دهد فقط برای گرفتن پول از من چنين سوالاتی بپرسد؟ بعد از حدود يک ساعت مرد آرامتر شد و فکر کرد که شايد با پسر کوچکش خيلی تند و خشن رفتار کرده است. شايد واقعا چيزی بوده که او برای خريدش به 10 دلار نياز داشته است.به خصوص اينکه خيلی کم پيش می آمد پسرک از پدرش درخواست پول کند.مرد به سمت اتاق پسر رفت و در را باز کرد. - خواب هستی پسرم؟ - نه پدر بيدارم. - من فکر کردم شايد با تو خشن رفتار کرده ام. امروز کارم سخت و طولانی بود و همه ناراحتی هايم را سر تو خالی کردم.بيا.اين 10 دلاری که خواسته بودی.پسر کوچولو نشست.خنديد و فرياد زد:متشکرم بابا! بعد دستش را زير بالشش برد واز ان زير چند اسکناس مچاله شده در اورد. مرد وقتی ديد پسر کوچولو خودش هم پول داشته است دوباره عصبانی شد و غرولند کنان گفت:با اينکه خودت پول داشتی چرا دوباره تقاضای پول کردی؟ پسر کوچولو پاسخ داد:برای اينکه پولم کافی نبود.ولی الان هست.حالا من 20 دلار دارم. آيا می توانم يک ساعت از کار شما را بخرم تا فردا زودتر به خانه بياييد؟چون دوست دارم با شما شام بخورم نوشته شده در تاريخ 2011/9/6
توسط navid
زمانهای قديم وقتی هنوز راه بشر به زمين باز نشده بود فضيلتها و تباهی ها دور هم جمع شده بودند.
ذکاوت گفت :بياييد بازی کنيمٍ ،مثل قايم باشک! ديوانگی فرياد زد:آره قبوله ، من چشم ميزارم! چون کسی نمی خواست دنبال ديوانگی بگردد همه قبول کردند. ديوانگی چشم هايش رابست و شروع به شمردن کرد:يک..... دو.....سه! همه به دنبال جايی بودند تا قايم بشوند. نظافت خودش را به شاخ ماه آويزان کرد. خيانت داخل انبوهی از زباله ها مخفی کرد. اصالت به ميان ابرها رفت و هوس به مرکززمين به راه افتاد دروغ که می گفت به اعماق کوير خواهد رفت ، به اعماق دريا رفت! طعم داخل يک سيب سرخ قرار گرفت. حسادت هم رفت داخل يک چاه عميق . آرام آرام همه قايم شده بودند و ديوانگی همچنان می شمرد:هفتادوسه،...... هفتادو چهار....! اما عشق هنوز معطل بود و نمی دانست به کجا برود. تعجبی هم ندارد قايم کردن عشق خيلی سخت است. ديوانگی داشت به عدد100 نزديک می شدکه عشق رفت وسط يک دسته گل رز و آرام نشست. ديوانگی فرياد زد، دارم ميام، دارم ميام.... همان اول کار تنبلی را ديد. تنبلی اصلا تلاش نکرده بود تا قايم شود! بعدهم نظافت را يافت و خلاصه نوبت به ديگران رسيد اما از عشق خبری نبود. ديوانگی ديگر خسته شده بودکه حسادت حسوديش گرفت و آرام در گوش او گفت :عشق در آن سوی گل رز مخفی شده است. ديوانگی با هيجان زيادی يک شاخه گل از درخت کند و آنرا با قدرت تمام داخل گلهای رز فرو کرد. صدای ناله ای بلند شد . عشق از داخل شاخه ها بيرون آمد، دستها يش را جلوی صورتش گرفته بود و از بين انگشتانش خون می ريخت. شاخه ی درخت چشمان عشق را کور کرده بود. ديوانگی که خيلی ترسيده بود با شرمندگی گفت: حالا من چکار کنم؟ چگونه ميتونم جبران کنم؟ عشق جواب داد: مهم نيست دوست من، تو ديگه نميتونی کاری بکنی ، فقط ازت خواهش می کنم از اين به بعد يارمن باش. همه جا همراهم باش تا راه را گم نکنم. واز همان روز تا هميشه عشق و ديوانگی همراه يکديگر به احساس تمام آدم های عاشق سرک می کشن نوشته شده در تاريخ 2011/9/5
توسط navid
فلانی..؟.. می دانی؟.. می گویند رسم زندگی چنین است : می آیند……. می مانند عادتت می دهند و می روند و تو در خود می مانی…. و تو تنها می مانی……. راستی نگفتی؟ رسم تو نیز چنین است؟ مثل همه ی فلانی ها!؟ |
|
| [ طراحی : نایت اسکین ] [ Weblog Themes By : Night Skin ] | ||